الشيخ محمد علي الگرامي القمي

36

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

مىدانيد تنها ما شيعه هستيم كه معتقديم امام و رهبر بايد از طرف خداوند معين شود . كمونيستها كه نوعا اصل خدا را باور ندارند ، و از نظر اجتماعى هم مىگويند : چه مانعى دارد كه خود افراد يك نفر را به عنوان امامت و رهبرى انتخاب كنند ؟ به خصوص در روش سلسلهء مراتب حزبى كه او تدريجا و با نشان دادن لياقت و صلاحيت در عمل ، بالا مىرود . و همين طور بسيارى از حزب گراهاى ديگر . در ميان مسلمانان از ساير فرقه‌ها به جز شيعه ، هم منكر اين معنى هستند و مىگويند : اصل پيغمبر و قانون از طرف خدا بايد تعيين شود ولى رهبر و مجرى قانون لازم نيست كه از طرف خداوند معين شود . در بحث قبل گفته شد : وظيفهء رهبر اين است كه استعدادهاى مختلف و بسيار مهم و عجيب انسانها را در يك مسير صحيح به راه اندازد به طورى كه همگان به كمال مطلوب برسند . كمال مطلوب نه اين است كه فقط در اجتماع فقر نباشد ، مرض و بيمارى نباشد ، و يا علم و دانش به طور رايگان و عمومى در اختيار مردم باشد ، كه اين‌ها مهمترين مشكلات انسانى سازمان ملل است . نه ، بلكه بايد به اوج انسانيت برسند . بايد بدانيم كه رهبرى يك كار عادى نيست كه ما بگوييم قانون از طرف خدا بيايد ولى براى اجراء آن و رهبرى جامعه ، فردى را خودمان تعيين مىكنيم . صفات رهبر همانطور كه جامعه شناسان و نيز روانشناسان از ديدهاى مختلفى مورد توجه قرار داده‌اند بسى زياد و دشوار است . بسيارند كسانى كه قانون را خوب مىفهمند ولى كيست كه بتواند قانون را خوب اجرا كند . افراد خوب ما يعنى آنان كه قانون را مىدانند و حتى تطبيق آن را